22 آذر96 - تاریخ: 1401/2/1 ساعت: 23:30
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">Adblock test (Why?)
27دی 96 - تاریخ: 1401/2/1 ساعت: 23:30
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">Adblock test (Why?)
16 آبان96 - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 7:13
هم شادم و هم عذاب وجدان دارم... از تنهایی و افکار گوناگون فرار کردم اما به چه قیمتی... به قیمت زیر سوال بردن وجدان و مرا و معرفتم... به قیمت خیانت... نمیدونم چی بگم... آخ که پسرای تنها واسه همدم داشتن چه ها که نمیکنن...
18آبان96 - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 7:13
چرا ما رو مجبور میکنید بهتون دروغ بگیم؟ روی صحبتم با خانمهاست... دوس دارین ما دروغ بگیم بهتون؟ آخه چطور میشه کسی رو که نه دیدی و نه میشناسی رو دوس بداری؟ به برنامه چتیه که همه میرن با جنس مخالف دوست بشن و رابطه برقرار کنن... این وسط دوس داشتنی وجود نداره... یعنی نمیفهمین کسی رو که اینجور باهاش آشنا ...
21آبان96 - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 7:13
میگه با پسرهای زیادی دوس بودم و حرف زدم ولی با هیشکدوم ارتباط جنسی نداشتم در دنیای مجازی زیاد حرف کسی رو باور نکنین میگه میام پیشت... کسی که 14ساله ازدواج کرده و بقول خودش تا حالا خیانت نکرده چطور میشه دوروزه بگه میام خونه ات؟ چی بگم والا... همیشه سعی کردم چه توو واقعی و چه توو مجازی صادق باشم
23آبان96 - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 7:13
صبح بهش گفتم که عذاب وجدان دارم بخاطر شوهرت...بیشتر از اون بخاطر بچه هات... گریه کرد...گفت اشتباه کردم که با صداقت جلو اومدم اشک میریخت و چیزی نمیگفت... گفتم باشه با هم بمونیم ولی فقط پیام و تلفنی حرف زدن... گفتم نمیخوام رابطه جنسی داشته باشیم... گفت نه...یا همه جوره یا هیچ جوره... شیطون رفته توی جل...
26آبان 96 - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 7:13
دیشب من و دوستم به بهونه خرید رفتیم توو مغازه باباش اونم به بهونه سر زدن به باباش از طبقه بالا اومد پایین همدیر رو توی مغازه دیدیم... او خیلی خوشش اومد از من... خودشم از عکساش دلنشین تر بود...
2آذر96 - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 7:13
کماکان هیچگونه تنوع و لذت و تفریحی در زندگی ندارم صبح تا شب کار و کار و کار... البته سرکار موندن برام بهتر از خونه رفتن است اینجا سرگرم تر هستم و کمتر افکار شیطانی به سراغم میان... با معلم قران هم دو سه روزی هست کمتر حرف میزنیم
7آذر96 - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 7:13
چند وقت پیش گفتم که نمیدونم بهترین دوست مجازیم کی بوده... الان فهمیدم... نه اینکه بهترین دوست مجازی بلکه تنها کسی که من واقعا دوسش داشتم محیا بود...تهرانیه
14آذر 96 - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 7:13
در بازی quiz of kings با این آیدی بازی میکنم 30a_kalantar.
21مهر 96 - تاریخ: 1396/8/12 ساعت: 15:00
تقریبا هیچوقت از دوست دختر داشتن خوشم نیومده. میل و گرایش و علاقه من به خانم های مسن و سن بالاتر از خودم بوده و هست... البته هیچوقتم سراغش نرفتم و پیگیر نبودم... کلا تنهایی رو بیشتر میپسندم... ولی ارتباط با خانم سن بالا هم حس میکنم بد نباشه... شاید
22مهر96 - تاریخ: 1396/8/12 ساعت: 15:00
بود نوشته بودم سال 80مشهد رفته بودیم و... همینجوری توی تلگرام اسم اینستای اون دختر رو زدم دیدم عه ایدی تلگرامشم همینه...خیلی خوشحال شدم... بهش پیام دادم و گفتم جریان رو، به سختی کل سفر رو یاد داشت،منو که دیگه هیچی خخخخخ هیچی دیگه،همون چن تا پیام رو دادیم و تمام. ولی همین که بعد 16سال باش هرچند مجازی...
26مهر96 - تاریخ: 1396/8/12 ساعت: 15:00
گاهی واقعا افکار شیطانی سراغ آدم میاد. حدود یکسال و نیم پیش یه بار اسیرشون شدم کاری کردم که همین الانم پشیمونم... ولی .هیچ بعید نیست باز اسیر این افکار بشم میدونم بعدش پشیمون میشم میدونم شرمنده و خجالت زده میشم... ولی میدونمم که اسیرشون میشم...
25مهر96 - تاریخ: 1396/8/12 ساعت: 15:00
میگن آدم باید توو زندگیش یک نفر رو داشته باشه که بتونه حرفهایی رو که توی دلش تلنبار شدن و تا حالا به کسی نزده رو بزنه و خوش رو خالی کنه... باید همدم داشته باشه... دلیل علاقه فراوانم به وبلاگ همینه... آدم راحت حرف دلش رو میزنه... حالا کسی نخونه یا هز
29مهر96 - تاریخ: 1396/8/12 ساعت: 15:00
اگه حوصله داشته باشم حتما میرم پیش یک روانپزشک روانشناسم نه...روانپزشک میگم روانپزشک جان من دوس دارم ازدواج کنم اما... اما علاقه ای به دختر ندارم... من زن دوس دارم...زن مسن تر از خودم... نه یکسال..نه دوسال...حداقل 10سال... مطلقه و بیوه هم فرق نداره... حتی مشاهده شده که متاهل هم باشه باز میپسندم:/ می...
5آبان96 - تاریخ: 1396/8/12 ساعت: 15:00
خب شهرآورد رو بردیم خیلیم لذت بردیم :)))))))
6آبان 96 - تاریخ: 1396/8/12 ساعت: 15:00
به استراحت طولانی مدت نیاز مبرم دارم. دوس دارم برم شمال... صمیمیترین دوست مجازیم در حال حاضر،رودسریه... برم چند هفته ای بمونم لاهیجان یا رامسر... ز غوغای جهان فارغ بشم یه مدت...
7 آبان 96 - تاریخ: 1396/8/12 ساعت: 15:00
امروز بزرگداشت پدر سرزمینمون بود نذاشتن کسی بره جاده شسراز اصفهان رو ظاهرا بسته بودن فنس هم زده بودن اطراف پاسارگاد هیچی نگم بهتره... حواله شون..حواله همشون...هرچند ارزش اینو هم ندارن ولی حواله شون
10آبان96 - تاریخ: 1396/8/12 ساعت: 15:00
بعد مدتها به پدربزرگ و مادربزرگ زنگ زدم خیلی خوشحال شدن کلا اهل دید و بازدید و احوالپرسی کردن نیستم و این یکی از بزرگترین ایراداتمه... کاش ماشین داشتم میرفتم تفریح... خیلی خسته ام
12 آبان 96 - تاریخ: 1396/8/12 ساعت: 15:00
چند روز پیش یکی از دوستام یه رباطی برام فرستاد توی تلگرام به اسم رز چت شانسی برات فردی رو انتخاب میکنه و چت میکنین امروز با یه نفر به نام مهتاب چت کردم گفت اهوازیم و سی سالمه و دوتاپسر دارم و... شماره رد و بدل کردیم... البته هنوزم مطمئن نیستم راست

برچسب‌های مرتبط

جنوب گردی در بهار | جنوب گردی | تور جنوب گردی | خرمشهر و آبادان | اخبار خرمشهر و آبادان | خرمشهر آبادان اهواز مسجد سلیمان | خرمشهر آبادان | استخدام در خرمشهر و آبادان | فاصله بین خرمشهر و آبادان | منطقه آزاد خرمشهر و آبادان