خرید بک لینک
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: پنجشنبه 1 ارديبهشت 1401 ساعت: 23:30

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: پنجشنبه 1 ارديبهشت 1401 ساعت: 23:30

هم شادم و هم عذاب وجدان دارم...

از تنهایی و افکار گوناگون فرار کردم اما به چه قیمتی...

به قیمت زیر سوال بردن وجدان و مرا و معرفتم...

به قیمت خیانت...

نمیدونم چی بگم...

آخ که پسرای تنها

واسه همدم داشتن چه ها که نمیکنن...

برچسب: نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 7:13

چرا ما رو مجبور میکنید بهتون دروغ بگیم؟ روی صحبتم با خانمهاست... دوس دارین ما دروغ بگیم بهتون؟ آخه چطور میشه کسی رو که نه دیدی و نه میشناسی رو دوس بداری؟ به برنامه چتیه که همه میرن با جنس مخالف دوست بشن و رابطه برقرار کنن... این وسط دوس داشتنی وجود نداره... یعنی نمیفهمین کسی رو که اینجور باهاش آشنا میشین نمیشه دوست داشت؟ چطور کسی رو دوست داشته باشم که اومده دنبال دوست پسر بگرده...؟ هم ما میخوایم رابطه داشته باشین و هم شما ریگه این دوس داشتنه الکی این وسط کجاس؟ مجبورمون نکنید به دروغ بگیم دوستون داریمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 7:13

میگه

با پسرهای زیادی دوس بودم و حرف زدم

ولی با هیشکدوم ارتباط جنسی نداشتم

در دنیای مجازی زیاد حرف کسی رو باور نکنین

میگه میام پیشت...

کسی که 14ساله ازدواج کرده و بقول خودش

تا حالا خیانت نکرده چطور میشه

دوروزه بگه میام خونه ات؟

چی بگم والا...

همیشه سعی کردم چه توو واقعی و چه توو مجازی صادق باشم

برچسب: نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 7:13

صبح بهش گفتم که عذاب وجدان دارم بخاطر شوهرت...بیشتر از اون بخاطر بچه هات... گریه کرد...گفت اشتباه کردم که با صداقت جلو اومدم اشک میریخت و چیزی نمیگفت... گفتم باشه با هم بمونیم ولی فقط پیام و تلفنی حرف زدن... گفتم نمیخوام رابطه جنسی داشته باشیم... گفت نه...یا همه جوره یا هیچ جوره... شیطون رفته توی جلدم... بهترین فرصت بود بگم خداحافظ برای همیشه... نگفتم... 99درصد واسه هوس و لذت... 1درصد هم چون نمیخواستم دلش رو بشکنم... قبل از ورود به دنیای مجازی خیلی پاکتر بودم... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 7:13

دیشب

من و دوستم به بهونه خرید رفتیم توو مغازه باباش

اونم به بهونه سر زدن به باباش از طبقه بالا اومد پایین

همدیر رو توی مغازه دیدیم...

او خیلی خوشش اومد از من...

خودشم از عکساش دلنشین تر بود...

برچسب: نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 7:13

کماکان هیچگونه تنوع و لذت و تفریحی در زندگی ندارم

صبح تا شب کار و کار و کار...

البته سرکار موندن برام بهتر از خونه رفتن است

اینجا سرگرم تر هستم

و کمتر افکار شیطانی به سراغم میان...

با معلم قران هم دو سه روزی هست کمتر حرف میزنیم

برچسب: نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 7:13

چند وقت پیش

گفتم که نمیدونم بهترین دوست مجازیم کی بوده...

الان فهمیدم...

نه اینکه بهترین دوست مجازی بلکه

تنها کسی که من واقعا دوسش داشتم

محیا بود...تهرانیه

برچسب: نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 7:13

در بازی quiz of kings با این آیدی بازی میکنم

30a_kalantar.

برچسب: نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 7:13

تقریبا هیچوقت از دوست دختر داشتن خوشم نیومده. میل و گرایش و علاقه من به خانم های مسن و سن بالاتر از خودم بوده و هست... البته هیچوقتم سراغش نرفتم و پیگیر نبودم... کلا تنهایی رو بیشتر میپسندم... ولی ارتباط با خانم سن بالا هم حس میکنم بد نباشه... شاید ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 15:00

بود نوشته بودم سال 80مشهد رفته بودیم و...

همینجوری توی تلگرام اسم اینستای اون دختر رو زدم دیدم عه ایدی تلگرامشم همینه...خیلی خوشحال شدم...

بهش پیام دادم و گفتم جریان رو، به سختی کل سفر رو یاد داشت،منو که دیگه هیچی خخخخخ

هیچی دیگه،همون چن تا پیام رو دادیم و تمام.

ولی همین که بعد 16سال باش هرچند مجازیم حرف زدم خوشحال شدم

برچسب: نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 15:00

گاهی واقعا افکار شیطانی سراغ آدم میاد.

حدود یکسال و نیم پیش یه بار اسیرشون شدم

کاری کردم که همین الانم پشیمونم...

ولی .هیچ بعید نیست باز اسیر این افکار بشم

میدونم بعدش پشیمون میشم

میدونم شرمنده و خجالت زده میشم...

ولی میدونمم که

اسیرشون میشم...


برچسب: نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 15:00

میگن آدم باید توو زندگیش یک نفر رو داشته باشه که بتونه حرفهایی رو که توی دلش تلنبار شدن و تا حالا به کسی نزده رو بزنه و خوش رو خالی کنه... باید همدم داشته باشه... دلیل علاقه فراوانم به وبلاگ همینه... آدم راحت حرف دلش رو میزنه... حالا کسی نخونه یا هزادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 15:00

اگه حوصله داشته باشم حتما میرم پیش یک روانپزشک

روانشناسم نه...روانپزشک

میگم روانپزشک جان من دوس دارم ازدواج کنم اما...

اما علاقه ای به دختر ندارم...

من زن دوس دارم...زن مسن تر از خودم...

نه یکسال..نه دوسال...حداقل 10سال...

مطلقه و بیوه هم فرق نداره...

حتی مشاهده شده که متاهل هم باشه باز میپسندم:/

میگم جناب روانپزشک،با قرص و آمپول خوب میشم؟

برچسب: نویسنده: ابوالفضل یوسفی تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 15:00

صفحه بندی