26شهریور96
-
تاریخ: 1396/6/28 ساعت: 20:46
باز پاییز اومد و کل فضای مجازی پستای پاییزی شده بنظرتون واقعا فرق است بین پاییز و بقیه فصلها؟ بنظر من ما مردم بسیار جوگیری داریم چون یه چندتا شاعر درباره پاییز شعرای معروفی سرودن مردمم بدون دلیل و علاقه ای تقلید میکنن یه جوری پاییز پاییز میکنن انگار پاییز زمستونه.خخخخ هی میگن پاییز فصل عاشقاس... انگ...
28شهریور96
-
تاریخ: 1396/6/28 ساعت: 20:46
عجیب چند ماهه یاد مسافرت 16سال پیش به مشهد افتاده ام پدرم مینی بوس داشت سه تا خانواده فرهنگی که هیچ شناختی ازشون نداشتیم مسافرش بودن من و برادر کوچیکترم هم به همراه پدر رفتیم... یکی از خانواده ها فقط دوتا دختر داشت... دختر بزرگه همسن من بود یادش بخیر چقد دوسش داشتم هم خوش حرف بود و هم خوش قیافه مهرب...
21شهریور96
-
تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 20:37
خب به روال عادی زندگی بر میگردیم:) دقایقی دیگه عشق جاودانم بازی داره دعا کنید واسه صعود عشق باوفام به مرحله بعد
25شهریور96
-
تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 20:37
دیروز به همراه بابام اومدم اهواز سفر 9ساعته ای با پدر البته مسافت خیلی کمتر از 9ساعته ولی بین راه موندیم املت درست کردیم چند ساعتیم توی سایه نشستیم هوا که خنک شد راه افتادیم خلاصه خوش گذشت..جاتون خالی الانم سرکارم و دلتنگ چم هستم زودتر تعطیلات اعراب بیاد و بریم چم:)
15شهریور96
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 2:04
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
16شهریور
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 2:04
هنوز سالگرد شوهر عمه ام نرفتهبه همین دلیل(توی روستا روابط بسیار نزدیک و صمیمیه) مراسم خاص و با شکوهی توی خونه مون نداریم مراسم اصلی توی خونه داماد که روستایی نزدیک به روستای خودمون است برگزار میشه فردا ظهر خونه ما و فردا شب خانه داماد میخواستم بگم دلیل نمیشه من به فکر اینجا نباشم.خخخ
18شهریور
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 2:04
وقتی داماد و دعوتیهاشون اومدن خواهر رو بردن پدر و عمو گریه کردن خود عروس گریه کرد بغض کردم ولی تونستم جلوی اشکامو بگیرم خدایا کمک کن خواهرم خوشبخت بشه اگه خواهر داشت کمتر دلم براش میسوخت آدمی که خواهر نداره،تکیه گاه نداره
19شهریور96
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 2:04
توو روستامون هوا تقریبا دیگه خنک شده البته بجز وسط ظهر دیگه مث چند سال پیش اومدن به شهر و روستای خودم سرگرمم نمیکنه.. دوستان و آشناها دیگه تقریبا هیشکدوم اینجا نیستن دانشگاه،کار،مشکلات زیاد باعث خلوتی چم مهر عزیزم شده ایشالا جمعه که برم اهوازم هواش بهتر شده باشه
20شهریور
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 2:04
دیروز آنچنان که رسم هست چندتا از آشناهای درجه یک عروس رفتن عروس رو به خونه پدر مادرش آوردن دیروز عصر تا امروز بعدازظهر اینجا بود خواهرم در تمام عمرم به اندازه این 24ساعت قدر خواهرم رو نمیدونستم... امروز خانواده داماد اومدن عروس رو بردن و رسما مراسم به پایان رسید خواوندا کمکشون کن زندگی خوب و شادی دا...
21شهریور96 دو
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 2:04
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
12 شهریور96
-
تاریخ: 1396/6/13 ساعت: 2:33
آغا ما واسه اولین بار کت و شلوار خریدیم خخخخخ شلوارش در قسمت رون ی کم تنگه، قشنگه آآآآ ولی چون اینجا زیاد مبل و صندلی ندارن مردم سخته با این شلوار نشستن. الان یه دغدغه ای شده برام خخخخخ هر کسی رو در هرجا چه خیابون چه تلویزیون بهش نگاه میکنم ببینم شلوارهای کت شلوار اونام ایجوره خخخخخ خلاصه خواستم بهت...
7شهریور96
-
تاریخ: 1396/6/12 ساعت: 17:53
چرا امیرکبیر حکم اعدام زن زیبای بابی را زودتر اجرا کرد؟«خدمت بزرگ دیگری که امیرکبیر به اسلام و ایران کرد، تسریع در اعدام قرهالعین، و از بین بردن زمینهٔ دیدار آن زن فتّانه با ناصرالدین شاه جوان بود که زمام نفس خویش را در دست نداشت و ممکن بود دلباختهٔ ناز و غمزهٔ او شده و این امر،کار پایان دادن به غائ...
28مرداد
-
تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 0:49
یک بار در کودکی به دلیل اینکه کفش نداشتم نتوانستم با دوستانم فوتبال بازی کنم و بخاطر فقر سخت گریه کردم. اما روزی مردی را دیدم که پا ندارد فهمیدم که چقدر ثروتمند هستم زیدان
خواهر
-
تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 0:49
خواهرا،برادران بزرگشون رو بیشتر از بقیه خواهر و برادراشون دوست دارند... اینو منی که پسر بزرگ خونه ام کاملا حس کرده ام برادرا هم تکه بزرگی از قلبشون به عشق خواهر میتپه احترام خواهر بزرگ رو هم بیشتر از بقیه خواهرا دارن فقط میخوام بگم ؛ بعد عروسی خواهرم... خونه مون همیشه ، یک فرشته... یک مادر هم سن و س...
31مرداد
-
تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 0:49
بهترین دوست مجازیم کی بوده تا حالا؟ نمیدونم واقنی... کازرون... تهران... رودسر... ارومیه... شادگان... نورآباد لرستان... نمیدونم بهترینشون کدومه ولی همه فراموش نشدنین... ولی بی معرفت و بی مرامشون بدون شک با اختلاف زیاد کازرونی بود... هنوزم حس میکنم ازم میترسید.. ساده شون شادگان... خاصشون ارومیه... رود...
1شهریور96
-
تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 0:49
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
2شهریور96
-
تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 0:49
وبلاگ نوشتن سنت حسنهی خوبی بود که مثل همهی سنتهای حسنهی دیگر منسوخ شد. وبلاگ اولین و تنها جایی بود که آدمها حاضر میشدند تا نیمهی تاریک خودشان را روشن کنند. نیمهی تاریک آدم، عموما نیمهی جذابتر و ارگانیکتری است. جایی است که آدم به نهاد خودش خیلی نزدیک میشود. خیلی قدیمها یک نفر نوشته بود که درون هر آدم...
22مرداد96
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 15:19
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
25مرداد96
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 15:19
موفقیت یک شبه اتفاق نمیفته موفقیت وقتى به وجود میاد که هر روز یک کمى از دیروز بهتر بشى، آخرش همش رو هم جمع میشه ...
20مرداد
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 19:50
لبخند بزن، به تمام آدمهایی که آمدند و لایق تو نبودند و رفتند! اندوه تو خوشحالشان میکند آدمها اغلب به دنبال "بدبختتر" از خود میگردند تا بهخودشان ثابت کنند که خوشبخت میباشند، پس تو «عمیقا لبخند بزن»